سلام
فقط باید بنویسم و جَلدی برم آخه محل کارمون رفته ملا صدرا احتمالا تا یه هفته اونجا میرم بعدش هم شاید دوباره بیام همین دفتر سید خندان شاید هم همیشه دیگه اونجا باشم(خدا کنه وایرلس داشته باشه)
دیشب انقدر پای نت نشستم که حال نداشتم برم خونه. شب دفتر موندم اما خوابم نمیبرد که...به زور یه ساعت
خوابیدم. صبح هم رفتم خونه و از 8:30 تا 11 خوابیدم. چقدر خوابش حال داد آخه خواب دیدم خواب خوشمزه....
بعد رفتم خونه مامان و قسط اول مهریۀ نسرین رو که بابا به وحید سپرده بود ازش گرفتم و ساعت 6:30 تو متروی توپخونه که قرار داشتیم بهش دادم
از ساعت 3 هم اومدم دفتر اما بهم زنگ زدن که کیس کامپیوتر رو ببرم مغازۀ ملاصدرا. قرار بود شب همینجا(یعنی سید خندان) باشم اما گفتن چند شب بیا مغازۀ ملاصدرا
دارم الان میرم. خوب....امروز ادامۀ مطلب نداریم برید خوش باشید.
سعیدجون خاک بر سرت! نماز ظهر و عصرت قضا شد. خاک بر سرت عزیزم!